حسن سيد اشرفى
514
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
مع ما هما عليه من المغايرة : ضمير « هما » به موضوعات و محمولات و در « عليه » به ماء موصوله برگشته و « من المغايرة » بيان براى ماء موصوله مىباشد . و لو بنحو من الاعتبار : يعنى « و لو كانت المغايرة بنحو من الاعتبار » مثل آنكه مغايرت به حسب مفهوم بوده مثل « الانسان ضاحك » و يا به حسب مفهوم نبوده بلكه به نحو اجمال و تفصل باشد . مثل « الانسان حيوان ناطق » كه مغايرت بين انسان با حيوان ناطق نه وجودى و نه مفهومى بلكه اعتبارى يعنى به اجمال و تفصيل بوده كه « حيوان ناطق » تفصيل براى « الانسان » مىباشد . فانقدح بذلك : مشاراليه « ذلك » لحاظ تركيب بين متغايرين مخلّ به حمل بوده مىباشد . فساد ما جعله : ضمير مفهومى در « جعله » به ماء موصوله برمىگردد . و فى كلامه موارد للنّظر تظهر : ضمير در « كلامه » به صاحب فصول و در « تظهر » به موارد برمىگردد . شرح ( پرسش و پاسخ ) 464 - مقصود مصنّف از عبارت ( و قد انقدح بذلك عدم نهوض ما افاده ( ره ) بابطال الوجه الاوّل كما زعمه قدّس سرّه ) چيست ؟ ج : مىفرمايد : صاحب فصول گفت ، شقّ دوّم را كه مصداق شىء ، داخل و معتبر در مفهوم مشتقّ بوده را اختيار مىكنيم ولى لازم نمىآيد كه قضيّهء ممكنه به قضيّهء ضروريه منقلب شود ولى بعد به همين جوابش با عبارت « فيه نظر » اشكال مىكند كه اگر مصداق شىء را اخذ در معناى مشتقّ كنيم انقلاب قضيّهء ممكنه به ضروريّه مىشود ولى اين انقلاب در همهء قضايا بوده و هميشه لازم مىآيد كه قضيّه ممكنه به قضيّه ضروريه منقلب شود و بعد در « فصول » ادامه داده كه اين تالى فاسدى است كه مورد قبول نيست و بههمينجهت نيز مىتوان گفت ؛ وجه اوّل كه دخول مفهوم شىء در معناى مشتقّ بوده نيز باطل مىشود چرا كه اگر مفهوم شىء داخل در مفهوم مشتقّ باشد يعنى « ضاحك » عبارت از « شىء له